الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
210
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) كلينى در روضهء كافى از آبان بن عثمان بجلى كوفى از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است كه مسلمانان در هنگام حفر ، به سنگ بزرگ و محكمى برخورد كردند . آنها رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را مطلع كردند و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله آمد و كلنگ را از دست سلمان گرفت و ضربهاى بر آن صخره زد كه سه جرقه از آن برخاست و به دنبال آن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : به دنبال اين ضربهام گنجهاى كسرى و قيصر بر من گشوده مىشود ! در اين حال يكى از اصحاب به ديگرى گفت : به ما وعدهء گنجهاى كسرى و قيصر را مىدهد در حالى كه هيچ كدام از ما از ترس نمىتواند كه به دستشويى برود ! « 1 » ( 2 ) قمى اين خبر را با تفضيل بيشترى ذكر كرده و مىنويسد : جابر روايت مىكند كه به مسجد آمدم و ديدم كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به پشت دراز كشيده و رداى خود را زير سرش گذاشته و شالى را بر شكم خود بسته است . گفتم : اى رسول خدا ، در هنگام كندن خندق به سنگ بزرگى برخورد كردهايم كه كلنگ بر آن كارگر نيست . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به سرعت برخاست و به كنار خندق آمد و سپس ظرف آبى طلب كرد و صورت و دستها را با آن شست و بر سر و پاهايش مسح كشيد ( وضو گرفت ) . سپس مقدارى از آن را نوشيد و مضمضه كرد و در ظرف ريخت . آنگاه آن آب را بر سنگ ريخت . سپس كلنگ را گرفته و ضربهاى بر آن زد . ما ديديم كه جرقهاى از آن به سوى شام جهيد . سپس ضربهء ديگرى زد و ديديم كه جرقهاى به سوى قصرهاى مدائن جهيد و سپس ضربهء سوّمى زد و ديديم كه جرقهاى به سوى يمن جهيد . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : به زودى خداوند اين سرزمينهايى را كه جرقهها به سوى آنها جهيد براى شما فتح خواهد كرد . سپس آن سنگ سخت بمثابه خاك براى ما نرم شد . « 2 » ( 3 ) و طبرسى هم در إعلام الورى « 3 » اين خبر را به صورت مختصر نقل كرده و سپس از سلمان فارسى روايت كرده است كه در ناحيهاى از خندق مشغول كلنگ زدن بودم كه به من توجه كرد ، در حالى كه نزديك من بود ، وقتى مرا ديد كه كلنگ مىزنم و ديد كه جاى من خيلى سخت است پايين آمد و كلنگ را از من گرفت و ضربهاى وارد كرد كه در اثر آن جرقهاى جهيد . سپس ضربهء ديگرى زد كه بازهم جرقهاى جهيد و آنگاه ضربهء سومى زد كه جرقهء ديگرى از زير آن خارج شد .
--> ( 1 ) . روضهء كافى ، : 182 ح 264 . ( 2 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 178 و سيرهء ابن اسحاق ، ج 3 ، ص 228 و مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 452 كه خبر را بدون ذكرى از جرقه نقل كردهاند . ( 3 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 19 و حلبى مازندرانى اين دو خبر را به صورت مختصر در مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 119 آورده است .